فيلتر‌ها

توليدكننده

بازه‌ي قيمت (تومان)

از

تا

ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½-ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½-ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½

مرتب‌سازي
تعداد تصاوير
  • 55,000 تومان
  • 55,000 تومان

محاكمه (تجربه‌هاي كوتاه 36)

  • 6,000 تومان

تجربه‌هاي كوتاه فرصتي كوتاهي است براي زمانه و جامعه‌اي كه در آن كوتاه‌ترين فرصت‌ها و حوصله‌ها از آن مطالعه است. هدف از انتشار تجربه‌هاي كوتاه آن است كه نسل جوان ما، ضمن آشنايي با ادبيات نمايشي و داستاني جهان، انس بيشتري با كتاب و ميل فزون‌تري به مطالعه پيدا كند...

غيب‌گويي (تجربه‌هاي كوتاه 37) نمايش‌نامه

  • 6,000 تومان

تجربه‌هاي كوتاه فرصتي كوتاهي است براي زمانه و جامعه‌اي كه در آن كوتاه‌ترين فرصت‌ها و حوصله‌ها از آن مطالعه است. هدف از انتشار تجربه‌هاي كوتاه آن است كه نسل جوان ما، ضمن آشنايي با ادبيات نمايشي و داستاني جهان، انس بيشتري با كتاب و ميل فزون‌تري به مطالعه پيدا كند...

جشن براي بوريس (نمايش‌نامه)

  • 10,000 تومان

كسي وقت فكر كردن نداره، اين يه واقعيته؛ مردم فكر نمي‌كنند چون براي فكر كردن وقت ندارند، و وقت ندارند چون فكر ندارند.

مسخ و داستان‌هاي ديگر

  • 25,000 تومان

رساترين تعريفي كه مي‌توانيم از هنر به دست دهيم اين است: زيبايي به اضافه دريغ. هر جا زيبايي هست، دريغ هم هست، به اين دليل ساده كه زيبايي محكوم به فناست. زيبايي هميشه مي‌ميرد، وقتي ماده بميرد، رفتار هم مي‌ميرد، وقتي فرد بميرد، جهان هم مي‌ميرد. اگر كسي مسخ كافكا را چيزي بيش از يك خيالپردازي حشره شناسانه بداند، به او تبريك مي‌گويم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پيوسته است.

محاكمه

  • 55,000 تومان

يوزف ك، كارمند فروتن بانك، يك روز بامداد پي مي‌برد كه بدون ارتكاب گناهي مشخص، متهم شده است. به گمانش، اثبات بي‌گناهيش ساده است، ولي بزودي خود را در دنده‌ها و چرخ‌هاي ماشين تو در توي محاكمه‌اي گرفتار مي‌يابد كه راه برنده‌اش عدالتي رنجناك است و نمايندگانش كارمنداني دونپايه و مستقر در دفترهايي پليدند. يوزف ك. كه از اين ديوستان و جهان پوچ مي‌هراسد ولي همچنين به سويش كشيده مي‌شود، ديگر خودش نمي‌داند كه آيا بي‌گناه است يا گناهكار. با اين همه دلش مي‌خواهد زندگي كند، اما توان بايسته پايداري با دو دژخيمي را ندارد كه، به‌سان دو آدمكش، و به نام عدالتي كه وجود ندارد، به آهنگ داد گستردن به سراغش مي‌آيند.

محاكمه

  • 55,000 تومان

يوزف ك، كارمند فروتن بانك، يك روز بامداد پي مي‌برد كه بدون ارتكاب گناهي مشخص، متهم شده است. به گمانش، اثبات بي‌گناهيش ساده است، ولي بزودي خود را در دنده‌ها و چرخ‌هاي ماشين تو در توي محاكمه‌اي گرفتار مي‌يابد كه راه برنده‌اش عدالتي رنجناك است و نمايندگانش كارمنداني دونپايه و مستقر در دفترهايي پليدند. يوزف ك. كه از اين ديوستان و جهان پوچ مي‌هراسد ولي همچنين به سويش كشيده مي‌شود، ديگر خودش نمي‌داند كه آيا بي‌گناه است يا گناهكار. با اين همه دلش مي‌خواهد زندگي كند، اما توان بايسته پايداري با دو دژخيمي را ندارد كه، به‌سان دو آدمكش، و به نام عدالتي كه وجود ندارد، به آهنگ داد گستردن به سراغش مي‌آيند.

صفحه‌ی 1