فیلترها

توليد كننده

بازه‌ي قيمت (تومان)

از

تا

ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½-ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½ï؟½

مرتب سازی
تعداد تصاویر
  • 195,000 تومان
  • 59,000 تومان
  • 160,000 تومان
  • 38,000 تومان

اصلاحات

  • 195,000 تومان

تسلط بر زمين به گونه انسان اعطا شد و او از اين فرصت براي نابودي گونه‌هاي ديگر و گرم كردن جو و، در كل، از بين بردن همه چيز به نفع خود استفاده كرد، ولي براي همه اين امتيازات بهاي سنگيني پرداخت: در كالبد حيواني متناهي و ميراي اين‌گونه، مغزي جاي گرفت كه قادر به تصور نامتناهي بود و ، به اين ترتيب، آرزوي نامتناهي بودن در وجودش شكل گرفت. بعد زماني رسيد كه مرگ ديگر به معناي فنا نبود و در عوض تبديل شد به آخرين فرصت براي دگرگوني بنيادين، تنها مدخل محتمل به لايتناهي. ولي ديده شدن در قامت لاشه‌اي متناهي در دريايي از خون و خرده‌استخوان و مغز متلاشي- تحميل اين نسخه از خودش به ديگران- نقض حريم خصوصي بود آن‌قدر شديد كه مدت‌ها پس از مرگش هم ادامه پيدا مي‌كرد. علاوه بر اين مي‌ترسيد درد داشته باشد... اصلاحات سومين رمان جاناتان فرنزن رمان‌نويس و جستارنويس بزرگ آمريكايي است. اصلاحات را يكي از مهم‌ترين رمان‌هاي قرن بيست‌ويكم مي‌دانند.

كلكسيونر

  • 59,000 تومان

چرا هر آدم خوب و هر چيز حياتي و خلاقانه بايد پيش پاي اين ثقل فراگير قرباني شود؟ من نماينده اين وضعيتم. يك شهيد. زنداني، ناتوان از قد كشيدن. تماما زير سلطه اين انزجار، اين سنگ آسياب حسادت كاليبان‌هاي اين جهان. تك‌تك‌شان از ما متنفرند، از ما متنفرند چون متفاوت‌ايم، چون شبيه آن‌ها نيستيم، چون شبيه ما نيستند. به ما جفا مي‌كنند، طردمان مي‌كنند، تبعيدمان مي‌كنند، ريشخندمان مي‌كنند، حرف كه مي‌زنيم خميازه مي‌كشند، چشم‌شان را مي‌بندند و گوش‌شان را مي‌گيرند. هر كاري مي‌كنند تا مجبور نشوند به ما توجه كنند، مجبور نشوند احترام‌مان بگذارند. وقتي بزرگي از ما مي‌ميرد دنبالش سينه‌خيز مي‌روند. بالاي موديلياني‌ها و ون گوگ‌هايي كه زمان كشيده شدن‌شان روي‌شان تف مي‌انداختند و قاه‌قاه به‌شان مي‌خنديدند و تمسخرشان مي‌كردند، هزاران هزار پول مي‌دهند. ازشان متنفرم. از درس نخوانده‌ها و جاهل‌ها متنفرم، از فخرفروش‌ها و متظاهرها، از حسودها و منزجرها، از حقيرها و پست‌فطرت‌ها و كوته‌فكرها. از تمام آدم‌هاي معمولي بي‌خاصيت حقيري كه از حقارت و بي‌خاصيتي‌شان شرم ندارند. از كساني كه جي. پي. اسم‌شان را گذاشته «آدم‌هاي جديد» متنفرم، آدم‌هاي مبتذل و احمق طبقه‌اي نو با پول و ماشين‌ها و تلويزيون‌ها و تقليد كوركورانه رقت‌انگيزشان از بورژوازي.

جز از كل

  • 160,000 تومان

هيچ وقت نمي‌شنويد ورزشكاري در حادثه‌اي فجيع حس بويايي‌اش را از دست بدهد. اگر كائنات تصميم بگيرد درسي دردناك به ما انسان‌ها بدهد، كه البته اين درس هم به هيچ درد زندگي آيندمان نخورد، مثل روز روشن است كه ورزشكار بايد پايش را از دست بدهد، فيلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگ‌ساز گوش و آشپز زبانش. درس من؟ من آزادي‌ام را از دست دادم...

اتحاديه ابلهان

  • 130,000 تومان

داستان انتشار اتحاديه ابلهان نوشته جان كندي‌ تول داستان غريبي است جان كندي كتاب را در سي سالگي نوشت و بعد از اينكه هيچ ناشري زير بار چاپ آن نرفت به زندگي خود پايان داد.مادرش 11سال تلاش كرد تا بالاخره دانشگاه لوييزيانا راضي به انتشار كتاب شد .كتاب به محض انتشار غوغا به پا كرد و همان سال 1981 جايزه پوليتزر را ربود و پس از آن تبديل به يك كالت شد.شايد بتوان محبوبيت كتاب را با ناطور دشت سلينجر مقايسه كرد. ‹‹اگر قيمت كتاب براين اساس سنجيده شود كه كتاب چقدر مي‌خنداند، اتحاديه ابلهان شيرين‌ترين معامله‌ سال است.››

سومين پليس

  • 38,000 تومان

همه نمي‌دانند من چه‌طور فيليپ مترز پير را كشتم، فكش را با بيل خرد كردم. ولي بهتر است اول راجع به دوستي‌ام با جان ديوني بگويم، چرا كه مترز پير را اول او از پا انداخت، با يك تلمبه دوچرخه كه خودش از يك ميله آهني توخالي درست كرده بود محكم كوبيد به گردنش، ديوني كارگري بود قلچماق، ولي تنبل و آزاد از مخ. متهم رديف اول ماجرا او بود. او بود كه به من گفت بيلم را بياورم. او بود كه دستورها را داد و گفت كه در هر موقعيت چه بايد بكنم.

باشگاه مشت‌زني

  • 46,000 تومان

فيلم باشگاه مشت‌زني ديويد فينچر بر اساس رماني كه در دست داريد ساخته شده. كتاب در سال 1996 به چاپ رسيد و بعد از موفقيت چشم‌گيري كه پيدا كرد، سه سال بعد به فيلم تبديل شد. چاك پالانيك ـ نويسنده كتاب ـ از محبوب‌ترين نويسندگان معاصر آمريكاست، او تاكنون بيش از ده كتاب منتشر كرده، ولي هنوز هم خيلي‌ها اعتقاد دارند شاهكارش باشگاه مشت‌زني است. خواندن رمان تجربه‌اي يك‌سر متفاوت با تماشاي فيلم است. اين كتاب برنده جايزه كتاب ارگون 1997 مي‌باشد.

ترانه برف خاموش (مجموعه داستان)

  • 12,000 تومان

وقتي خدمتكار فالش را آورده آن را قاپيد و شكست و خواند و به آن خيره ماند: بعضي اوقات عاقلانه‌ترين كارها هم هيچ فايده‌اي ندارند. باورش نمي‌شد. احمقانه بود. براي خدمتكار دست تكان داد و خواست برايش يك فال ديگر بياورد. خدمتكار سر تكان داد و وقتي فال را آورد هري بي معطلي آن را شكست و وقتي فال را خواند ناله بلندي كرد. همان قبلي.

صفحه‌ی 1