سرباز آن‌جا دراز كشيده بود و من روبه‌رويش دراز كشيده بودم. دهانه تفنگ را روي قلبش گذاشتم. راست و چپ را باهم قاتي كرده بودم. اما با امتحان كردن اين دست و بعد در آن يكي در مورد امكان نوشتن توانستم مشكلم را حل كنم. ماشه را چكاندم و آتشي كه تا اعماق رفته بود يونيفرم او را سوزاند. سرباز با صداي بلندتري زنش‌را، مادر بچه‌هايش را، فرياد كرد و با شتاب بيشتري در جايش تكان خورد انگار اين قدم‌هاي آخر بودند كه بعدش باغ است و بعد از آن خانه، خانه‌اي كه عزيزترانش در آن زندگي مي‌كنند...
زبان فارسي
نويسنده بهوميل هرابال
مترجم عدنان غريفي
سال چاپ 1395
نوبت چاپ 4
نوبت ويرايش 1
تعداد صفحات 120
قطع رقعي
ابعاد 14.4 * 0.7 * 21.4
نوع جلد شوميز
وزن 150
شابك9789642436712

سبد خريد مشترياني كه اين كالا را خريده‌اند