ميني‌بوس كه راه افتاد دختر كوچولو دلش براي دريا و صخره‌ها تنگ شد. اين گم‌گشتگي وقتي دردناك‌تر شد كه رسيدند به جايي با علف‌هاي بلند؛ جايي كه پرنده‌ها آواز مي‌خواندند، رودخانه در جريان بود و خورشيد روي بركه‌ها مي‌درخشيد. در طول جاده‌، دورتادور چاله‌هاي پر از آب، علف‌هاي بلندي سبز شده بود. وقتي دختر كوچولو نشست پشت پنجزه و به علفزارهايي كه از كنارشان رد مي‌شد نگاه مي‌كرد، تصميم گرفت اين تابستان، هر وقت كه تنها شد به دريا فكر كند. توي همين فكرها بود كه ميني‌بوس از دريا دورتر مي‌شد و ابرها سايه‌هاي زودگذرشان را روي زمين مي‌انداختند.
زبان فارسي
نويسنده گودبرگر برگسون
مترجم انيسا دهقاني
نوبت چاپ 1
نوبت ويرايش 1
تعداد صفحات 200
قطع رقعي
ابعاد 14.4 * 1.3 * 21.4
وزن 199
شابك9789646688711