كي اين چين و چروك‌هاي بي‌پير آمده بودند كه خبردار نشده بود؟ لابد همان سال‌ها كه از صبح تا شب با ديويد و تينا و سه چهار تا علاف‌تر از خودشان صبح تا شب از اين بار به آن بار و از اين كلاب به آن كلاب مي‌رفتند و آخر شب مست و پاتيل تلوتلوخوران برمي‌گشتند خانه. تينا كه مرد جمعشان از هم پاشيد. تا يك مدت هر روز چند ساعت به سينه‌هايش ور مي‌رفت مبادا سرطان تويش تخم كرده باشد. بعد ديگر بي‌خيال شد. دست بالا بلايي كه سر تينا آمده بود، سرش مي‌آمد. يكي دو هفته روي تخت بيمارستان و بعد تمام. كجايش بد بود؟ از صبح تا شب ولگردي توي كوچه‌هاي پر از كثافت وايت چپل كه بهتر بود...
زبان فارسي
نويسنده حسين قسامي
نوبت چاپ 1
نوبت ويرايش 1
تعداد صفحات 176
قطع رقعي
ابعاد 14.4 * 1 * 21
وزن 181
شابك9786004611206