هيچ‌كس نمي‌تواند غروب خورشيدي كه با هم ديديم آرامشي كه كنارت داشتم و آن‌طور كه تو نگاهم مي‌كردي را به من هديه دهد. من همه اين زيايي‌ها را با تو تجربه كردم. شاخه گلي را كه نشان از آمدن بهار بود به دخترك داد. تو از راه رسيدي و من حكمت تمام سختي‌هايي كه كشيده بودم را فهميدم. تو براي رهايي من از اسارتي كه خودم ساخته بودم آمدي و مرا دوباره با جهان آشتي دادي و فهميدم عشق يعني آزادي و اين درسي بود كه سال‌ها براي فهميدنش رنج كشيدم...
زبان فارسي
نويسنده پائولو كوئيلو
مترجم مريم كشفي
سال چاپ 1398
نوبت ويرايش 1
تعداد صفحات 136
قطع رقعي
ابعاد 14.3 * 0.8 * 20.8
نوع جلد شوميز
وزن 136
شابك9786226912082

سبد خريد مشترياني كه اين كالا را خريده‌اند