ولي وقتي انتهاي خيابان پيچيديم توي خيابان خودمان، دود غليظ به سمت آسمان آبي بالا مي‌رفت. پسرك دست مرا رها كرد و جلو جلو دويد. بمب، شكاف زاويه‌دار بزرگي جلوي بلوك ما ايجاد كرده بود؛ تمام سقف‌ها را بريده بود، ولي ورودي خانه‌ها دست‌ نخورده باقي مانده بود؛ حتي پنجره‌هاي طبقات اول انتهاي بلوك سالم بودند. قلبم داشت مثل چكش مي‌زد. دنبال پسرك رفتم و با ديدن قيافه بمب‌ خورده آپارتمان خودم ماتم برد. پنجره‌ها خرد شده بودند و مي‌توانستم راحت تا انتهاي آپارتمان و جايي را كه قبلا آشپزخانه‌مان بود، ببينم. نگاه خيره‌ام را به بالا و بعد به پايين دوختم، به اميد اين‌كه هم‌خانه‌ايم، هريت مندلسون را، ببينم. ولي هيچ اثري از او نبود.
زبان فارسي
نويسنده سارا بليك
مترجم سحر جراحي
سال چاپ 1397
نوبت چاپ 3
نوبت ويرايش 1
تعداد صفحات 376
قطع رقعي
ابعاد 14.5 * 2.6 * 21.5
نوع جلد شوميز
وزن 433
شابك9786008211778