ناشر انتشارات نگاه
وضعيت كالا
رمان از آنجا آغاز مي‌شود كه آدولف هيتلر در ميان يك زمين چمن در مركز برلين از خواب بيدار مي‌شود. ابتدا آشفته است و گمان مي‌كند دچار توهم شده است. گروهي بچه كه در حال بازي هستند او را مي‌بينند، اما نمي‌شناسند. هيتلر به شهر مي‌رود و همچنان بر اين عقيده است كه جنگ ادامه دارد. با ديدن وضع شهر به اين نتيجه مي‌رسد كه وضعيت رايش آلمان بهبود يافته است. در يك كيوسك روزنامه‌فروشي به دنبال روزنامه‌هاي تبليغاتي زمان خود است و چشمش به تاريخ مي‌افتد كه 11 اوت 2011 را نشان مي‌دهد. صاحب كيوسك با او وارد گفتگو مي‌شود و گمان مي‌كند با يك بازيگر سر و كار دارد و نه خود هيتلر. در ادامه رمان هيتلر به يك برنامه كمدي دعوت مي‌شود. در اين بين فيلم برنامه تلويزيوني او در يوتيوب هم قابل مشاهده است كه هيتلر آن را ابزاري مناسب براي تبليغات مي‌بيند...
زبان فارسي
نويسنده تيمور ورمش
مترجم مهشيد ميرمعزي
سال چاپ 1392
نوبت چاپ 1
نوبت ويرايش 1
تعداد صفحات 392
قطع رقعي
نوع جلد شوميز
وزن 500
شابك9789643518752