كتاب ويلون‌سل‌نواز سارايوو بر اساس داستاني واقعي از ماجراي كشته شدن 22 نفر در خيابان‌هاي شهر سارايوو در سال 1992 نوشته شده است. درباره ويلون‌سل‌نوازي كه عزم كرده به ياد اين 22 نفر، 22 روز در خيابان ويلون‌سل بنوازد. استيون گالووي نويسنده كانادايي تلاش كرده تصويري كلي از فضاي آن زمان به مخاطب نشان دهد. روايتي از چند روز زندگي تعدادي از شهروندان محاصره شده. هر يك از فصل‌هاي اين كتاب به نام يكي از شخصيت‌هاي داستان هستند كه تنها شباهت آنها با يكديگر، در محاصره قرار داشتن آنهاست. گالووي آدم‌هايي خلق كرده كه تك تك آنها نه با اعمال قهرمانانه بلكه در سكوت در برابر ظلم مقاومت كرده‌اند. يک زن و سه مرد که در جريان محاصره شهر، شهامت خود را به نمايش مي‌گذارند. هر كدام از آدم‌هاي رمان گويي تكه‌ايي هستند از موسيقي‌اي كه ويلون‌سل‌نواز مي‌نوازد. كتاب راوي سوم شخص دارد و با زباني ساده و بي‌پيرايه سعي مي‌كند احساسات انساني را به طور دقيق توصيف كند. رمان توصيفات تكان‌دهنده‌اي از جنايات بشري دارد كه تاثير عميقي در خواننده مي‌گذارد. رمان ويلون‌سل‌نواز سارايوو از ايستادگي شهري در برابر خشونت و ناامني سخن مي‌گويد و در تلاش است تا ارزش‌هاي متعالي بشري را پررنگ‌تر از هميشه نشان دهد و به آن ارزش و اعتباري ويژه بخشد. محاصره سارايوو طولاني‌ترين محاصره شهر در تاريخ شهرهاي مدرن است كه از پنجم آوريل 1992 تا 29 فوريه 1996 ادامه داشت. رمان‌هاي فيني والش و عروج از ديگر آثار منتشر شده گالووي هستند.
زبان فارسي
نويسنده استيون گالووي
مترجم بابك مظلومي
سال چاپ 1396
نوبت چاپ 2
تعداد صفحات 248
قطع رقعي
ابعاد 14 * 21.6 * 1.2
نوع جلد شوميز
وزن 255
شابك9786005906523
, 21/11/1396 11:09 ق.ظ
از: مهمان
  ترس از جنگ هميشه وجود دارد. جنگ جنگ است چه فرقي مي‌كند كجاي دنيا.
سپیده محمودی دانالو در وبلاگ زن زيادي اين كتاب را پيشنهاد كرده بود و گفته بود خودش را به جاي تک‌تک مردم سارایوو گذاشته. جای تیر که مردان روی تپه تمام زنانه‌گی‌اش را ازش گرفتند و تبدیلش کردند به تک‌تیراندازی که فقط به کشتن می‌اندیشد. جای دراگان وقتی از خیابانی که در تیرراس مردان بالای تپه‌ها بود با فکر مرگ رد می‌شد تا برسد آن‌طرف خیابان و نان بخرد. جای کنان که جنگ باورش نمی‌شد و انکارش می‌کرد و برای آب آوردن باید با مرگ می‌جنگید. و جای ویلون‌سل‌نواز که وسط خیابان زیر رگبار گلوله‌های دو طرف می‌نواخت.
من هم مثل همه‌شان از مرگ می‌ترسم. از فکر سارایوو و مردمش بیرون نمی‌آیم. از فکر تیر، دراگان و کنان. «ویلوون‌سل‌نواز سارایوو»ی «استیون گالووِی» را، با ترجمه «بابک مظلومی»، دوبار خواندم. اگر مجبور نبودم هر هفته یک کتاب جدید بخوانم؛ شاید باز هم دزدکی میان ساعات کاری می‌خواندمش. این کتاب محشر است. محشر.
این بررسی مفید بود؟ 0 0

كالاهاي مشابه