ناشر قطره
وضعيت كالا

نسل عيسي (مجموعه داستان)

من فكر مي‌كنم هنوز زنده باشد. از صحرا كه برگشتيم، هنز صدايش در گوشم بود. باز انگار شب‌ها صدايش مي‌آيد. آن يك «آخ» پشت آن در. پشت شيشه‌هايي كه مات بودند و مادر چشم به آن دوخته بود. وقتي كه تبر را مي‌زد، فقط آن يك صدا بود و بس. هنوز هم مي‌آيد. سمانه شب‌ها بيدار مي‌شود، گريه مي‌كند و مي‌گويد: «صدايش را مي‌شنوم.» مادرم كاري از دستش برنمي‌آيد. فقط مي‌گويد: «بخواب! همه چيز تمام شد.» او مي‌گويد: «نه مامان، باز اگر يك موقع صبح از خواب بلند بشوم ببينم آن‌جا ايستاده چه؟»
زبان فارسي
نويسنده محمد غلامي
سال چاپ 1395
نوبت چاپ 1
نوبت ويرايش 1
تعداد صفحات 84
قطع رقعي
نوع جلد شوميز
وزن 106
شابك9786001196553