خنده ملايمي كردم و جواب لرزش‌گونه قفسه‌ سينه‌اش را احساس كردم. چند دقيقه‌اي همان‌طور روي شن‌هاي سرد دراز كشيديم، به ستاره‌ها خيره شده بوديم، و از نادرترين نوع سكوتي كه مي‌تواند نصيب كسي در شهر شود، لذت مي‌برديم. كمي بعد لايلا رويش را برگرداند و به چشم‌هايم زل زد. گريختن از نگاه‌هاي شب‌زده لايلا شدني نبود؛ پرنده چشم‌هايم را سپردم به آسمان نگاه او و گذاشتم مرا تا هر كجا كه دلش مي‌خواهد، ببرد. زير نور نقره‌اي ماه موهايش و صورتش و لب‌هايش به رنگي ديگر ديده مي‌شدند...
زبان فارسي
نويسنده كلي ريمر
مترجم باران عابدنيا
سال چاپ 1396
نوبت چاپ 1
نوبت ويرايش 1
تعداد صفحات 412
قطع رقعي
ابعاد 14 * 1.9 * 20.6
نوع جلد شوميز
وزن 446
شابك9786006395265