ناشر افراز
وضعيت كالا

مرغ عشق‌هاي همسايه روبه‌رويي (مجموعه داستان كوتاه)

... تا صبح، چند بار بيدار شدم و دوباره خوابم برد. باريكه‌اي از نور شفق به داخل اتاق تابيده بود كه از بستر بيرون آمدم.ديگر صدا قطع شده بود. خيالم راحت شد فكر كردم حالا ديگر خوابيده است. به خودم گفتم بايد همين طور باشد. همه ما هر قدر همرنج و درد مي‌بينيم كمي بعد حس و لمس مي‌شويم و كاسه صبرمان گودتر مي‌شود. اما دم‌دماي غروب وقتي ديدم چراغ اتاقش روشن نشد و وقتي ديدم جز باريكه‌اي سياه و تاريك، از لاي درز ميان در و درگاهي خانه‌اش چيزي معلوم نيست، باز نگران شدم. مخصوصا كه صداي آزادهنده آن دستگاه را باز مي‌شنيدم و بعد از آن شب نيز، هر شب مي‌شنوم، كه تا صبح خواب را به چشم من حرام مي‌كند...
زبان فارسي
نويسنده فرشته نوبخت
سال چاپ 1395
نوبت چاپ 2
نوبت ويرايش 1
تعداد صفحات 112
قطع رقعي
نوع جلد شوميز
وزن 125
شابك9789642430734