پرنده‌ها صدا مي‌كردند و چند اتومبيل توي بزرگراه از كنارم گذشتند. با خود گفتم برادر، اميدوارم تو هم خوش‌بخت باشي. اميدوارم بخت تو هم بگويد. وقتي گفت، طلب مرا هم فراموش نكن. به زن سابق‌ام هم فكر كردم، زني كه زماني بي‌نهايت او را دوست داشتم. او زنده بود و، تا آنجا كه دورادور از او خبر داشتم، حالش خوب بود. آرزو كردم او هم خوش‌بخت باشد. وقتي جوانب را در نظر گرفتم، به اين نتيجه رسيدم كه اوضاع ممكن بود خيلي بدتر از اين‌ها باشد. هرچند همين حالا هم آن‌ها شرايط سختي داشتند. انگار شانس از همه آن‌ها رو برگردانده بود. با اين حال حتما وضع به زودي عوض مي‌شد. مشكلات در فصل پاييز كم‌تر مي‌شوند. جاي اميدواري بسيار بود.
زبان فارسي
نويسنده ريموند كارور
مترجم مصطفي مستور
سال چاپ 1377
نوبت چاپ 1
تعداد صفحات 24
سايز پالتويي
ابعاد 11 * 19 * 0.2
نوع جلد شوميز
وزن 30
نسخه الكترونيكي نمي‌باشد
شابك9789646481435

سبد خريد مشترياني كه اين كالا را خريده‌اند