صداي شيهه سحر از باغ آمد. زري مي‌دانست كه خسرو پيش از مدرسه رفتن به طويله سر خواهد زد. سحر را به باغ خواهد آورد و در باغ رها خواهد كرد. خان‌كاكا به صداي شيهه سحر پا شد و پشت پنجره‌ي تالار رفت و به باغ نگاه كرد و گفت:«عجب قشنگ شده، حيوان مثل طلا مي‌درخشد! چه غلتي روي علف‌هاي سرد مي‌زند! نگاه كن پاشد ايستاد. چشم‌هاي دور از هم، پيشاني پهن. گوش‌هايش را كه به جلو مي‌آورد. يال زردش ـ دمش را بالا گرفته. سرش را هم بالا گرفته. تقليد مادرش را درمي‌آورد.»
زبان فارسي
نويسنده سيمين دانشور
سال چاپ 1392
نوبت چاپ 18
تعداد صفحات 310
قطع رقعي
سايز رقعي
ابعاد 14 * 21 * 1.3
نوع جلد شوميز
وزن 360
شابك9789644870057

سبد خريد مشترياني كه اين كالا را خريده‌اند