زهرا: ديگه دلم به اين صحرا بيابون نيست، ديگه قرار ندارم. خورشيد: اي خواهر، دست وردار، دور از مادرون پسر هجده ساله كه كفن نكردي به قوربونت. زهرا: نمي‌دونم خورشيد، ديگه چشم ندارم اين كبوترو ببينم لوش عرق شده داره با پارچه صورت خشك مي‌كنه. خورشيد: ها راستي...، كبوتر قديم انقد عرق نمي‌كرد.
زبان فارسي
نويسنده علي معروفي
سال چاپ 1394
نوبت چاپ 1
تعداد صفحات 64
سايز رقعي
ابعاد 14.2 * 21.1 * 0.5
نوع جلد شوميز
وزن 112
نسخه الكترونيكي نمي‌باشد
شابك9786009535712