ناشر ققنوس
وضعيت كالا

با عزيزجان در عزيزيه

چهار هم‌اتاق هر كدام روي تخت خود نشسته بودند و پرتقال‌ها را به طرف هم پرت مي‌كردند. خانم مدبري با عصايش پرتقال‌ها را به طرف ديگران مي‌فرستاد و آن‌ها با پايشان پس مي‌فرستادند. زن‌ها از اتاق‌هاي ديگر جمع شده بودند كنار در و هركدام كسي را تشويق مي‌كردند و دست مي‌زدند. بيشتر طرفدار خانم مدبري بودند. خانم صراف مي‌گفت: «شما هم بياييد. داريم براي سنگ زدن به شيطان تمرين مي‌كنيم.» «ايوالله خانم مدبري!» عزيز جان كوتاه نمي‌آمد. يكي در راهرو مي‌گويد: «پيرزن‌ها با هزار سختي و مرارت اعمالشان را به كمك ديگران به جا مي‌آورند و وقت برگشتن به همه پز مي‌دهند كه چطور زيارت كردند.» ديگري مي‌گويد: «اعتماد به ‌نفس بالاست.» «جانشان هم در يايد دست از لاف زدن بر نمي‌دارند.»
زبان فارسي
نويسنده فرخنده آقايي
سال چاپ 1395
نوبت چاپ 1
تعداد صفحات 176
قطع رقعي
ابعاد 14.2 * 21.4 * 1
نوع جلد شوميز
وزن 175
شابك9786002781338

كالاهاي مشابه