اين‌بار صابون جامد را برداشت و با دقت بين انگشت‌ها و پشت و روي دست‌هايش را شست. هر چه تلاش مي‌كرد گفت و گوي تلفني شيرين را از ذهنش خارج كند، كمتر موفق مي‌شد و جزئيات بيشتري از آن در ذهنش شكل مي‌گرفت. شيرين ذهنش مي‌گفت: الان خوابه... حالا مي‌آم مي‌بينمت... نه بابا اون كه حاليش نيست... شيرين ذهنش با يك چشم او را مي‌پاييد كه بيدار نشود و هومن ذهنش، مدام تكرار مي‌كرد: طرفاي خونه كاري نداري؟ همزمان، تصوير هومن بر تخت بيمارستان، با گلوي بريده، بخش ديگري از ذهنش را اشغال كرده بود و مردي با لهجه غليظ كردي مي‌گفت: از دوستاشون هستم، بيرون رفتن؟
زبان فارسي
نويسنده كامران محمدي
سال چاپ 1391
نوبت چاپ 1
تعداد صفحات 160
سايز رقعي
ابعاد 14.3 * 21.3 * 0.8
نوع جلد شوميز
وزن 175
نسخه الكترونيكي نمي‌باشد
شابك9786002290861