عجب سروي، عجب ماهي، عجب ياقوت و مرجاني
عجب جسمي، عجب عقلي، عجب عشقي، عجب جاني
عجب لطف بهاري تو، عجب مير شکاري تو
در آن غمزه چه داري تو؟ به زير لب چه مي‌خواني؟
عجب حلواي قندي تو، امير بي‌گزندي تو
عجب ماه بلندي تو، که گردون را بگرداني
تويي کامل منم ناقص، توي خالص منم مخلص
توي سور و منم راقص، من اسفل تو معلايي
به هر چيزي که آسيبي کني، آن چيز جان گيرد
چنان گردد که از عشقش بخيزد صد پريشاني
مروح کن دل و جان را، دل تنگ پريشان را
گلستان ساز زندان را، بر اين ارواح زنداني
زبان -
نويسنده محسن چاوشي
سال چاپ 1395
نوبت چاپ 1
سايز -
ابعاد * *
نوع جلد -
نسخه الكترونيكي نمي‌باشد
شابك2500110055672